صاحب لحظههای تنهایی
الهی و ربی من لی غیرک
نازم حسین را که چو در خون خود تپید سلام دوستای مهربون و بزرگوار من تا مدتی نمی خوام آپ کنم. احساس می کنم قلم خشکیده و اصلا دوست ندارم خطی بدون عشق بر لوح دل بنگارم... شاید یه روز دوباره برگردم. برام دعا کنید و براتون دعا می کنم. بهتون سر می زنم و خوشحال می شم یاد من کنید. خیلی از لحظات خوب و بد این یک سال رو با شما بودم. همتون برام عزیز هستید... علی یارتون حق نگهدارتون یا علی گاهی میرویم تا برسیم و گاهی میمانیم تا برسد... نه باید رفت نه باید ماند... باید لمس کرد هر آنچه هست... قاصدک شب
شیواترین حماسه عالم بیافرید
نوشته شده در یکشنبه 1 دی1387ساعت
0:51 توسط قاصدک شب | |


