صاحب لحظههای تنهایی
الهی و ربی من لی غیرک
چه خوب که ماه رمضون اومد شاید این دل خراب ما هم آباد شد. فرا رسیدن ماه مبارک رمضان رو خدمت تمامی دوستان تبریک میگم. برام دعا کنید عزیزان
سلام مریمم کجایی؟ چه میکنی؟ از من خبر داری؟ که چه می کنم این روزها با یادت مرا با خود از خود بیخود کردی... من با تو تنها بودم و اکنون بی تو... کجایی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خلوتمان را با بیگانه تقسیم کردی مرا بردی به ناکجاآبادی که نامش دل بود لعنت به این دل منتظر ماندم تا کسی دستم را بگیرد منتظر ماندم تا قاصدک در شبی خیالی پیغامی از تو برایم آورد... اما تو نیامدی و من... من بی من شدم. هر که رفت پاره ای از دل ما را با خود برد او که هست او که نرفته است از او بپرسید گه چه می کند با دل ما... چه سخت است وقتی خودت را بین این آدمهای... گم کنی من دیگر هیچ نمی شنوم هیچ نمی گویم هیچ نمیبینم تا تو بیایی (یه زمانی مریم بودم بعد شدم قاصدک شب های تنهایی و حالام نمیدونم کیم.)
مهدی جان خودت میدونی چقدر دوست دارم تولدت مبارک... بچه ها فردا میرم جمکران جای همتون رو اونجا خالی می کنم....
سکوت سکوت سکوت اینبار منتظرم تا تو بگویی... مدتهاست که منتظرم... کجایی ای حرف نگفته ام؟ کجای این ورق ها تو را نوشتم و... جوهر تمام شد. حالا تو بگو... از منی که ساختی ام از تویی که رهایت کردم... از او بگو که ... که هست؟ شاید





