تبليغاتX
صاحب لحظه‌های تنهایی -

صاحب لحظه‌های تنهایی

الهی و ربی من لی غیرک

 

آراستم دلم را برای تو

آرامش گزیدم به یاد تو

ای میهمان و میزبان همیشگی ام

شاید هرگز نرسم

اما من اینجایم

بی هیچ حرکتی

بی هیچ تقلایی

و می دانم که می آیی

هراسی ندارم از سکوت

که نوای دل چه شیرین است

آغوشم را می گشایم

برای منی که دوستش دارم

بی آنکه در آیینه غرور

زندانی اش کنم

منی که از آن توست

نه از آن من...

هیچ ندارم و باز

همه چیز از آن من است

مرا در آغوش خود بپذیر

نوشته شده در سه شنبه 13 اسفند1387ساعت 22:9 توسط قاصدک شب | |